اردکان شناسی در تابستان 88

یکی از حدیث هایی که اکثر ما از کودکی با آن آشنا هستیم این سخن پیامبر اسلام (ص) است که فرمود: «حب الوطن من الایمان»؛ به درستی که حب وطن، ارزشی والا محسوب می گردد؛ ارزشی که بدون شناخت ممکن است هردم به دام افراط و تعصب کور منجر گردد.

بر این اساس انجمن چارسوق با همکاری دوستان شهرداری و میراث فرهنگی اردکان اقدام به برگزاری دومین دوره اردکان شناسی در تابستان جاری خواهد نمود. دوره اردکان شناسی دوره ای است برای شناخت؛ برای شناخت چرایی حب وطن؛ برای شناخت شهری که در آن زندگی می کنیم؛ برای شناخت همین کوچه پس کوچه ها که هر روز از آنها می گذریم و برای شناخت هرآنچه به زادگاهمان، اردکان مرتبط می شود ...

شهریورماه گذشته همزمان با ماه مبارک رمضان، شبها بعد از افطار، در خانه تاریخی تقدیری دوره اول اردکان شناسی را با همه کمی و کاستی هایی که داشت برگزار کردیم. اما این بار برآنیم که دومین دوره را با برنامه ریزی بهتر و جامع تری در تیر و مرداد سال جاری برگزار کنیم. به خواست خدا، دوره دوم را از هفته دوم تیرماه شروع و تا ابتدای ماه مبارک رمضان ادامه خواهیم داد؛ یعنی زمانی در حدود 8 هفته. برای هر هفته نیز 3 جلسه دوساعته در نظرگرفته شده که در مجموع 24 جلسه خواهیم داشت. ساعت برگزاری جلسات نیز عصرهای روزهای فرد از ساعت 18 به بعد تعیین گردیده -که البته با نظر اکثریت دوستان قابل تغییر است!- موضوعات کلی مورد بحث در این دوره در 5 سرفصل تدوین شده که هر سرفصل نیز به تناسب دارای موضوعات متنوعی است. سرفصل های کلی دوره عبارتند از:

-        کلیات و ضروریات اردکان شناسی؛

-        تاریخ اردکان؛

-        مفاخر و مشاهیر اردکان؛

-        فرهنگ عامه و مردم شناسی اردکان؛

-        معماری و بافت تاریخی اردکان.

در این دوره نیز از اردکان پژوهانی که سال ها به تحقیق و پژوهش در تاریخ و فرهنگ این دیار پرداخته اند خواسته ایم که دانسته های خود را به جوانان علاقمند آموزش دهند.

هدف اصلی برگزاری این دوره آشنایی بیشتر جوانان شهرمان با میراث ماندگار یونان کوچک است، که در این راستا ضمن دعوت از همه علاقمندان برای شرکت در این نشست ها، دست کلیه عزیزان را نیز در بهتر برگزاری آن به گرمی می فشاریم...!

 

خداحافظ مجید...!

از تلخی روزگار نوشتن همیشه سخت است و تلختر از همه آنها، از رفتن و فراق دوستان نوشتن است!

تا به حال در غم از دست دادن دوستی مطلب ننوشته ام اما این بار مجبورم ...

جوانی بود خوش اخلاق و خوش برخورد از اهالی بشروئیه، با لهجه ای خراسانی؛

تازه سنش به بیست سال هم نمی رسید، اما پخته رفتار می کرد و جز به ضرورت سخن نمی گفت؛

همیشه در درونیات خود غوطه ور بود و روزشماری می کرد تا دوران خدمتش به سرآید...

«مجید کیوانی» سرباز دوست داشتنی میراث فرهنگی اردکان، از دوستانی بود که تازه با هم آشنا شده بودیم؛

تعطیلات نوروز صبح ها در خانه تقدیری و عصرها در خانه مرحوم آیت ا... خاتمی میزبان مهمانان یونان کوچک بود؛

تازه داشتیم با هم صمیمی می شدیم که...

خبر تلخی بود برای همه ما، مجید، جوان رعنایی که هرچند خود مهمان بود در شهرمان اما نگهبان میراثمان نیز بود، در یک اتفاق تلخ، به سادگی، به آن اندازه ساده که حتی نمی توان تصورش هم کرد، رفت ...

دیگر نمی توانم چیزی بنویسم جز اینکه از خدای مهربان دو گیتی برایش طلب مغفرت و رحمت نمایم و برای خانواده اش نیز صبر و اجر ...

روحش شاد ...